در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
چیزی یا کسی که آزاردهنده، دردسرساز یا تحریککننده است.
Annoying, troublesome, or irritating.
«پشههای مزاحم تمام شب ما را بیدار نگه داشتند.»
“The pesky mosquitoes kept us awake all night.”
«ای کاش این مشکل آزاردهنده از بین میرفت.»
“I wish this pesky problem would just go away.”
روزمره. مستقیمترین و رایجترین مترادف، معمولاً قابل تعویض. 'Pesky' اغلب به یک مزاحمت جزئی اما مداوم اشاره دارد، در حالی که 'annoying' میتواند به طیف وسیعتری از ناراحتیها اشاره کند.
Everyday. The most direct and common synonym, generally interchangeable. 'Pesky' often implies a minor but persistent annoyance, while 'annoying' can refer to a wider range of irritations.
رایج. شبیه 'annoying' است اما گاهی اوقات میتواند به زحمت یا ناراحتی بیشتری که ایجاد میشود، اشاره کند. 'یک مگس pesky' درست است، اما 'یک کار bothersome' به کار بیشتری اشاره دارد.
Common. Similar to 'annoying' but can sometimes imply more effort or inconvenience caused. 'A pesky fly' works, but 'a bothersome task' suggests more work.