pesky

pes·ky/ˈpɛski/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): peskiersuperlative (عالی): peskiest

صفت — مزاحم

مزاحمآزاردهندهمایوس‌کننده

چیزی یا کسی که آزاردهنده، دردسرساز یا تحریک‌کننده است.

Annoying, troublesome, or irritating.

«پشه‌های مزاحم تمام شب ما را بیدار نگه داشتند.»

The pesky mosquitoes kept us awake all night.

«ای کاش این مشکل آزاردهنده از بین می‌رفت.»

I wish this pesky problem would just go away.

تفاوت با واژه‌های مشابه
annoyingآزاردهنده

روزمره. مستقیم‌ترین و رایج‌ترین مترادف، معمولاً قابل تعویض. 'Pesky' اغلب به یک مزاحمت جزئی اما مداوم اشاره دارد، در حالی که 'annoying' می‌تواند به طیف وسیع‌تری از ناراحتی‌ها اشاره کند.

Everyday. The most direct and common synonym, generally interchangeable. 'Pesky' often implies a minor but persistent annoyance, while 'annoying' can refer to a wider range of irritations.

bothersomeزحمت‌آور

رایج. شبیه 'annoying' است اما گاهی اوقات می‌تواند به زحمت یا ناراحتی بیشتری که ایجاد می‌شود، اشاره کند. 'یک مگس pesky' درست است، اما 'یک کار bothersome' به کار بیشتری اشاره دارد.

Common. Similar to 'annoying' but can sometimes imply more effort or inconvenience caused. 'A pesky fly' works, but 'a bothersome task' suggests more work.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000