در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
پرندهای وحشی با پرهای رنگی که اغلب برای ورزش یا غذا شکار میشود.
A wild bird with colorful feathers often hunted for sport or food.
«شکارچی یک قرقاول در جنگل دید.»
“The hunter spotted a pheasant in the woods.”
«گوشت قرقاول در برخی غذاها محبوب است.»
“Pheasant meat is popular in some dishes.”