phew

/fjuː/
interjection (حرف ندا)informal

حرف ندا — فیو

فیوافسآخ

بیان احساس راحتی یا خستگی پس از یک تجربه سخت.

Used to express relief or exhaustion.

«آخ! تقریباً بد تمام شد.»

Phew! That was a close call.

«فیو، کارم تمام شد.»

Phew, I finished my work.

تفاوت با واژه‌های مشابه
whewویو

غیررسمی. مشابه و در بیشتر زمینه‌ها قابل تعویض است.

Informal. Similar and interchangeable in most contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000