phew
/fjuː/
interjection (حرف ندا)informal
حرف ندا — فیو
فیوافسآخ
بیان احساس راحتی یا خستگی پس از یک تجربه سخت.
Used to express relief or exhaustion.
«آخ! تقریباً بد تمام شد.»
“Phew! That was a close call.”
«فیو، کارم تمام شد.»
“Phew, I finished my work.”
تفاوت با واژههای مشابه
whew— ویو
غیررسمی. مشابه و در بیشتر زمینهها قابل تعویض است.
Informal. Similar and interchangeable in most contexts.