philosophy

phi·los·o·phy/fɪˈlɒsəfi/
noun (اسم)formal

اسم — فلسفه

فلسفه

مطالعه مسائل بنیادی درباره وجود، دانش، ارزش‌ها، عقل و زبان

The study of fundamental questions about existence, knowledge, values, reason, and language.

«او در دانشگاه فلسفه می‌خواند.»

She is studying philosophy at university.

«فلسفه او بر مهربانی و صداقت تأکید دارد.»

His philosophy emphasizes kindness and honesty.

تفاوت با واژه‌های مشابه
worldviewجهان‌بینی

رسمی. به نگرش کلی فرد نسبت به زندگی اشاره دارد که مرتبط اما گسترده‌تر از فلسفه است.

Formal. Refers to one's overall perspective on life, related but broader than philosophy.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000