pica

pi·ca/ˈpiːkə/
1noun (اسم)technical

اسم — پیکا (اختلال خوردن)

پیکا (اختلال خوردن)

اختلال خوردن که فرد تمایل به خوردن مواد غیرخوراکی دارد.

An eating disorder characterized by craving non-food substances.

«کودکان مبتلا به پیکا ممکن است خاک یا گچ بخورند.»

Children with pica may eat dirt or chalk.

«پیکا نیاز به تشخیص و درمان پزشکی دارد.»

Pica requires medical diagnosis and treatment.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): picas

اسم — پیکا (واحد چاپ)

پیکا (واحد چاپ)

واحد اندازه‌گیری در چاپ که حدود یک‌ششم اینچ است.

A typographic unit of measure equal to approximately 1/6 of an inch.

«اندازه قلم ده پیکا عرض دارد.»

The font size is ten picas wide.

«طراحان از پیکا برای اندازه‌گیری طراحی‌ها استفاده می‌کنند.»

Designers use picas to measure layouts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000