در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
اختلال خوردن که فرد تمایل به خوردن مواد غیرخوراکی دارد.
An eating disorder characterized by craving non-food substances.
«کودکان مبتلا به پیکا ممکن است خاک یا گچ بخورند.»
“Children with pica may eat dirt or chalk.”
«پیکا نیاز به تشخیص و درمان پزشکی دارد.»
“Pica requires medical diagnosis and treatment.”
واحد اندازهگیری در چاپ که حدود یکششم اینچ است.
A typographic unit of measure equal to approximately 1/6 of an inch.
«اندازه قلم ده پیکا عرض دارد.»
“The font size is ten picas wide.”
«طراحان از پیکا برای اندازهگیری طراحیها استفاده میکنند.»
“Designers use picas to measure layouts.”