در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک چاشنی تند ساخته شده از سبزیجات خرد شده و خردل، معمولاً همراه گوشت سرد یا پنیر سرو میشود.
A spicy condiment made from chopped vegetables and mustard, often served with cold meats or cheese.
«او برای طعم بیشتر، پیکالیلی را به ساندویچ اضافه کرد.»
“She added piccalilli to the sandwich for extra flavor.”
«پیکالیلی در آشپزی بریتانیایی محبوب است.»
“Piccalilli is popular in British cuisine.”