pimp

/pɪmp/
1noun (اسم)informal

اسم — تن‌فروش

تن‌فروشدلال روسپی

کسی که روسپی‌ها را اداره می‌کند و بخشی از درآمدشان را می‌گیرد

A person who manages prostitutes and takes part of their earnings.

«پلیس دلال روسپی‌ها را دیشب دستگیر کرد.»

The police arrested the pimp last night.

«او به خاطر فعالیت به عنوان تن‌فروش محکوم شد.»

He was sentenced for being a pimp.

تفاوت با واژه‌های مشابه
procurerدلال

رسمی. کسی که مشتری برای روسپی‌ها فراهم می‌کند، مشابه pimp.

Formal. Someone who arranges clients for prostitutes, similar to pimp.

2verb (فعل)informalpast (گذشته): pimpedpast participle (مفعولی): pimped-ing (حال): pimping3rd (سوم): pimps

فعل — دلالی کردن

دلالی کردنتن‌فروشی را مدیریت کردن

مدیریت روسپی‌ها و دریافت پول از آن‌ها

To manage or control prostitutes and receive money from them.

«او در شهر به فعالیت دلالی دستگیر شد.»

He was caught pimping in the city.

«او را به دلالی متهم کردند.»

They accused him of pimping.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000