verb (فعل)formalpast (گذشته): pioneeredpast participle (مفعولی): pioneered-ing (حال): pioneering3rd (سوم): pioneers
فعل — ابتکار کرد
ابتکار کردپیشگام شد
گذشته فعل «pioneer»: اولین کسی بودن که روشی، حوزهای یا ایدهای را توسعه یا بهکار میبرد.
Past tense of 'pioneer'; to be the first to develop or apply a method, area, or idea.
«او تکنیکهای جدیدی در تحقیقات سرطان پیشگام شد.»
“She pioneered new techniques in cancer research.”
«آنها استفاده از انرژی خورشیدی را در شهرشان پیشگام شدند.»
“They pioneered the use of solar energy in their city.”
تفاوت با واژههای مشابه
initiated— آغاز کرد
رایج/خنثی. به معنای آغاز چیزی نو است؛ در بعضی زمینهها با pioneered قابل تعویض است.
Common/neutral. Means to start something new; in some contexts interchangeable with pioneered.