pioneered

pi·o·neered/ˌpaɪəˈnɪərd/
pioneerto be the first to develop or use something
verb (فعل)formalpast (گذشته): pioneeredpast participle (مفعولی): pioneered-ing (حال): pioneering3rd (سوم): pioneers

فعل — ابتکار کرد

ابتکار کردپیشگام شد

گذشته فعل «pioneer»: اولین کسی بودن که روشی، حوزه‌ای یا ایده‌ای را توسعه یا به‌کار می‌برد.

Past tense of 'pioneer'; to be the first to develop or apply a method, area, or idea.

«او تکنیک‌های جدیدی در تحقیقات سرطان پیشگام شد.»

She pioneered new techniques in cancer research.

«آنها استفاده از انرژی خورشیدی را در شهرشان پیشگام شدند.»

They pioneered the use of solar energy in their city.

تفاوت با واژه‌های مشابه
initiatedآغاز کرد

رایج/خنثی. به معنای آغاز چیزی نو است؛ در بعضی زمینه‌ها با pioneered قابل تعویض است.

Common/neutral. Means to start something new; in some contexts interchangeable with pioneered.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000