در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک ساز زهی چینی که با انگشتان نواخته میشود و بدنهاش گلابیشکل است.
A Chinese plucked string musical instrument with a pear-shaped body.
«او از کودکی یاد گرفت پیپا بنوازد.»
“She learned to play the pipa as a child.”
«موسیقی شامل صدای پیپا بود.»
“The music featured the sound of a pipa.”