pipping

pip·ping/ˈpɪpɪŋ/
pipsmall hole or seed-ingaction or process
1noun (اسم)common

اسم — خروج جوجه از تخم

خروج جوجه از تخمپوسته شکستن

فرآیند شکستن پوسته تخم‌مرغ توسط پرنده برای تولد جوجه.

The process by which a bird breaks through its eggshell to hatch.

«جوجه پس از ۲۱ روز پوسته را شکست.»

The chick is pipping after 21 days.

«پوسته شکستن اولین مرحله برای بیرون آمدن است.»

Pipping is the first step to hatching.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): pippedpast participle (مفعولی): pipped-ing (حال): pipping3rd (سوم): pips

فعل — پوسته شکستن

پوسته شکستنخارج شدن از تخم

خروج از پوسته تخم در هنگام تولد (پرنده).

Breaking out of the eggshell during hatching (of a bird).

«جوجه اکنون در حال شکستن پوسته است.»

The chick is pipping now.

«تخم‌ها پس از دوره پرورش شروع به شکستن می‌کنند.»

Eggs begin pipping after incubation.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000