pitch in
/pɪtʃ ɪn/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal
فعل عبارتی — دستبهکار شدن
دستبهکار شدنکمک کردن
به دیگران برای کمک یا پرداختِ سهم پیوستن.
To join others in helping or contributing.
«همه برای تمیزکاری کمک کردند.»
“Everyone pitched in to clean up.”
«ما برای هدیه پول روی هم گذاشتیم.»
“We pitched in for a gift.”