در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک کانی رادیواکتیو غنی از اورانیوم؛ سنگ معدن اصلی اورانیوم.
A radioactive mineral rich in uranium; primary ore of uranium.
«هیوممند لیت برای استخراج اورانیوم استخراج میشود.»
“Pitchblende is mined for uranium extraction.”
«زمینشناس نمونههایی از هیوممند لیت را بررسی کرد.»
“The geologist studied samples of pitchblende.”