در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
فرشته کوچکی شیطانصفت و افسانهای در فولکلور انگلیسی.
A mythical, small, mischievous fairy or sprite in English folklore.
«پیکسی به بازیگوشیهایش معروف بود.»
“The pixy was known for playing tricks.”
«کودکان داستانهای مربوط به پیکسیها را دوست دارند.»
“Children love stories about pixies.”
رایج در فولکلور. 'pixy' املای دیگری از 'pixie' است.
Everyday in folklore. 'Pixy' is variant spelling of 'pixie'.