verb (فعل)commonpast (گذشته): platedpast participle (مفعولی): plated-ing (حال): plating3rd (سوم): plates
فعل — آبکاری کرد
آبکاری کردروکش داد
پوشاندن سطح یک جسم با لایه نازک از فلز یا مادهای دیگر.
To cover an object with a thin layer of metal or substance.
«جواهرات با طلا آبکاری شده بود.»
“The jewelry was plated with gold.”
«سکهها برای جلوگیری از زنگزدگی روکش داده شده بودند.»
“The coins were plated to prevent corrosion.”
تفاوت با واژههای مشابه
coated— پوشش داده شده
رایج. به معنی پوشیده شده با لایهای برای حفاظت یا تزئین.
Common. Means covered with a layer, often for protection or decoration.