plated

plat·ed/ˈpleɪ.tɪd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): platedpast participle (مفعولی): plated-ing (حال): plating3rd (سوم): plates

فعل — آبکاری کرد

آبکاری کردروکش داد

پوشاندن سطح یک جسم با لایه نازک از فلز یا ماده‌ای دیگر.

To cover an object with a thin layer of metal or substance.

«جواهرات با طلا آبکاری شده بود.»

The jewelry was plated with gold.

«سکه‌ها برای جلوگیری از زنگ‌زدگی روکش داده شده بودند.»

The coins were plated to prevent corrosion.

تفاوت با واژه‌های مشابه
coatedپوشش داده شده

رایج. به معنی پوشیده شده با لایه‌ای برای حفاظت یا تزئین.

Common. Means covered with a layer, often for protection or decoration.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000