play up

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pleɪ ʌp/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — برجسته کردن

برجسته کردن

یعنی بر چیزی تأکید کردن یا توجه را به آن جلب کردن.

To emphasize or draw attention to something.

«تبلیغ بر قیمت پایین تأکید می‌کند.»

The ad plays up the low price.

«او تجربه‌اش را برجسته کرد.»

She played up her experience.

2phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — شیطنت کردن

شیطنت کردندردسر درست کردن

یعنی بدرفتاری یا دردسر ایجاد کردن.

To behave badly or cause trouble.

«بچه‌ها امروز شیطنت می‌کنند.»

The children are playing up today.

«زانوی من دوباره دردسر درست کرده است.»

My knee is playing up again.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000