plunked

/plʌŋkt/
verb (فعل)informalpast (گذشته): plunkedpast participle (مفعولی): plunked-ing (حال): plunking3rd (سوم): plunks

فعل — گذاشتن سنگین

گذاشتن سنگینپرتاب کردن

پرتاب یا گذاشتن سنگین یا ناگهانی چیزی با صدای بم و کوتاه.

To drop or put down heavily or abruptly, producing a dull sound.

«کیف را روی زمین با شدت گذاشت.»

He plunked the bag on the floor.

«او با صدای بم روی صندلی نشست.»

She plunked down in the chair.

تفاوت با واژه‌های مشابه
thudصدای کوبنده

غیررسمی. صدای سنگینی که هنگام افتادن چیزی ایجاد می‌شود؛ مشابه plunk.

Informal. Refers to a heavy sound made by something dropping; similar to plunk.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000