plush

/plʌʃ/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): plushersuperlative (عالی): plushest

صفت — پشمی نرم

پشمی نرممجلل

نرم و مجلل که معمولاً برای توصیف پارچه یا مبلمان به کار می‌رود.

Soft and luxurious to the touch, often used to describe fabric or furniture.

«کاناپه مخملی نرم بسیار راحت بود.»

The plush velvet sofa was very comfortable.

«روب مخملی نرم او گرم و نرم بود.»

Her plush robe felt warm and soft.

تفاوت با واژه‌های مشابه
luxuriousمجلل

رسمی. بر ثروت و راحتی تأکید دارد.

Formal. Emphasizes richness and comfort.

softنرم

روزمره. بافت نرم را توصیف می‌کند اما ممکن است جنبه مجلل نداشته باشد.

Everyday. Describes gentle texture but may lack the aspect of luxury.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000