polt

/pəʊlt/
verb (فعل)archaicpast (گذشته): poltedpast participle (مفعولی): polted-ing (حال): polting3rd (سوم): polts

فعل — لگدمال کردن

لگدمال کردن

لگدمال کردن یا خرد کردن (قدیمی).

To trample or crush (archaic).

«او علف‌ها را زیر پا خرد کرد.»

He polted the grass underfoot.

«زمین توسط اسب‌های سنگین لگدمال شده بود.»

The field was polted by heavy horses.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000