polycystic

/ˌpɒl.iˈsɪs.tɪk/
poly-manycystfluid-filled sac-icrelating to
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more polycysticsuperlative (عالی): most polycystic

صفت — چندسکیستی

چندسکیستی

دارای چندین کیست، معمولاً اشاره به شرایط پزشکی دارد.

Having many cysts, often referring to medical conditions.

«او به سندرم تخمدان پلی‌کیستی مبتلا شد.»

She was diagnosed with polycystic ovary syndrome.

«کلیه‌های چندسکیستی می‌توانند عملکرد را مختل کنند.»

Polycystic kidneys can impair function.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000