pool

/puːl/
1noun (اسم)commonplural (جمع): pools

اسم — استخر

استخربرکه کوچک

محوطه‌ای کوچک از آب ثابت که معمولاً برای شنا یا کاربردهای دیگر ساخته شده است.

A small area of still water, often artificially made for swimming or other purposes.

«ما در استخر هتل شنا کردیم.»

We swam in the hotel pool.

«بعد از باران، برکه‌ای کوچک از آب باقی ماند.»

A small pool of water remained after the rain.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pondبرکه

متداول. وقتی به آبگیرهای طبیعی یا کوچک اشاره دارد جایگزین pool می‌شود، اما برای استخر شنا نیست — pond بیشتر طبیعی است.

Common. Can replace 'pool' when referring to natural or small water bodies, but not for swimming pools — 'pond' implies nature more than artificial use.

basinحوضچه

رسمی. به حوضچه‌های طبیعی یا مصنوعی آب گفته می‌شود؛ کمتر برای استخرهای شنا و بیشتر در زمینه جغرافیایی یا معماری کاربرد دارد.

Formal. Refers to natural or artificial depressions holding water; less common for swimming pools and more for geographic or architectural contexts.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): pools

اسم — بازی بیلیارد

بازی بیلیاردبولینگ

نوعی بازی روی میز بیلیارد که توپ‌ها به سوراخ‌ها زده می‌شوند.

A game played on a billiard table where balls are hit into pockets.

«او هر آخر هفته با دوستانش بیلیارد بازی می‌کند.»

He plays pool every weekend with his friends.

«آن‌ها میز بیلیارد را در زیرزمین نصب کردند.»

They set up a pool table in the basement.

تفاوت با واژه‌های مشابه
billiardsبیلیارد

رسمی/متداول. ورزشی مشابه بیلیارد که معمولاً pool نوع خاصی با سوراخ است، بیلیارد به بازی‌های مختلف اشاره دارد.

Formal/common. Similar cue sports but 'pool' usually means the variant with pockets; 'billiards' may refer to different games.

3verb (فعل)commonpast (گذشته): pooledpast participle (مفعولی): pooled-ing (حال): pooling3rd (سوم): pools

فعل — جمع کردن

جمع کردناشتراک گذاشتن

جمع کردن منابع، پول یا تلاش‌ها برای هدفی مشترک.

To combine resources, money, or efforts for a common purpose.

«آن‌ها پولشان را جمع کردند تا هدیه بخرند.»

They pooled their money to buy a gift.

«چندین شرکت منابع خود را برای پروژه به اشتراک گذاشتند.»

Several companies pooled their resources for the project.

تفاوت با واژه‌های مشابه
combineترکیب کردن

متداول/رسمی. در موقعیت‌های ترکیب کلی جایگزین pool می‌شود اما در همکاری مالی خاص کمتر کاربرد دارد.

Common/formal. Replaces 'pool' in general combining contexts but less common in financial collaborations specifically.

shareسهیم شدن

متداول. در به‌اشتراک‌گذاری منابع قابل جایگزین است اما pool بیشتر تأکید بر جمع‌آوری مشترک دارد.

Common. Interchangeable in contexts of sharing resources but 'pool' emphasizes collective accumulation more than 'share'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000