potatoes

po·ta·toes/pəˈteɪtoʊz/
1noun (اسم)commonplural (جمع): potatoes

اسم — سیب‌زمینی‌ها

سیب‌زمینی‌ها

گیاهان ریزوم‌دار خوراکی که به عنوان غذا استفاده می‌شوند، جمع کلمه potato.

Edible tuberous crops used as food, plural of potato.

«او سیب‌زمینی‌های تازه از بازار خرید.»

She bought fresh potatoes from the market.

«سیب‌زمینی‌ها معمولاً سرخ یا آب‌پز می‌شوند.»

Potatoes are often fried or boiled.

2noun (اسم)commonplural (جمع): potatoes

اسم — سیب‌زمینی

سیب‌زمینی

یک گیاه خوراکی ریزوم‌دار به صورت مفرد.

A single tuberous edible plant.

«من یک سیب‌زمینی پوست گرفتم برای شام.»

I peeled a potato for dinner.

«سیب‌زمینی سرشار از کربوهیدرات است.»

The potato is rich in carbohydrates.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000