در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
غده گیاهی نشاستهای که به عنوان سبزیجات خورده میشود، یک غذای اصلی در بسیاری از نقاط جهان.
A starchy plant tuber that is eaten as a vegetable, a staple food in many parts of the world.
«سیبزمینیها را بجوشانید تا نرم شوند.»
“Boil the potatoes until they are soft.”
«سیبزمینی سرخکرده از سیبزمینیهای ورقه شده تهیه میشود.»
“French fries are made from sliced potatoes.”
غیررسمی/عامیانه. یک اصطلاح غیررسمی برای سیبزمینی. عمدتاً در مکالمات دوستانه استفاده میشود. «بیایید چند سیبزمینی بپزیم» در محیطهای غیررسمی رایج است، اما در نوشتار رسمی نه.
Informal/slang. A casual or informal term for a potato. Primarily used in speech among friends. 'Let's bake some spuds' is common in casual settings, but not in formal writing.
فنی. اصطلاح گیاهشناسی برای ساقه زیرزمینی متورم، که سیبزمینی یک نمونه از آن است. معمولاً در مکالمات روزمره برای اشاره به خود سیبزمینی استفاده نمیشود. «گیاه غده تولید میکند» درست است، اما «من میخواهم چند غده بخورم» درست نیست.
Technical. A botanical term for a swollen underground stem, of which potato is one example. Not typically used in everyday conversation to refer to a potato itself. 'The plant produces tubers' is correct, but 'I'd like to eat some tubers' is not.