در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مرغ جوان مادهای که تخمدانش برداشته شده و به طور خاص برای غذا پروار شده است.
A young hen that has been spayed and specially fattened for food.
«سرآشپز یک پولارد آبدار را با سبزیجات معطر آماده کرد.»
“The chef prepared a succulent poulard with herbs.”
«پولارد به دلیل گوشت لطیف و خوشطعمش ارزشمند است.»
“Poulard is prized for its tender, flavorful meat.”
مرتبط اما متمایز. 'Capon' یک خروس نر اخته شده است که برای گوشت پروار میشود، در حالی که 'poulard' یک مرغ ماده عقیم شده است که برای گوشت پروار میشود. هر دو از طیور خاص هستند.
Related but distinct. A 'capon' is a castrated cockerel (male chicken) fattened for meat, while a 'poulard' is a spayed hen (female chicken) fattened for meat. Both are specialty poultry.