در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به دورانی قبل از داشتن تاریخ مکتوب.
Belonging to a period before written history.
«آنها نقاشیهای پیشاتاریخی غار را پیدا کردند.»
“They found prehistoric cave paintings.”
«حیوانات پیشاتاریخی میلیونها سال پیش زندگی میکردند.»
“Prehistoric animals lived millions of years ago.”
متداول. به طور کلی به دورههای خیلی قدیمی اشاره دارد که برخی اوقات شامل پیشاتاریخی هم میشود.
Common. Refers broadly to very old times, often including prehistoric, but less specific.