در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
خوراکی پختهشده به شکل گرهخورده که معمولا شور است.
A baked pastry twisted into a knot shape, often salty.
«برای میانوعده پرتزل نرم خوردم.»
“I ate a soft pretzel for a snack.”
«پرتزلها در نمایشگاهها محبوباند.»
“Pretzels are popular at fairs.”
خوراکی پخته مشابه اما بگل دایرهای با سوراخ است، نه گره خورده.
Similar baked good, but bagel is round with a hole, not twisted.