prophylaxis

pro·phy·lax·is/ˌproʊfəˈlæk­sɪs/
pro-before-phylaxisprotection
noun (اسم)formal

اسم — پیشگیری

پیشگیریپیش‌گیریدفع بیماری

اقداماتی که برای پیشگیری از بیماری یا رویداد مضر انجام می‌شود.

Action taken to prevent disease or a harmful event.

«واکسیناسیون یک پیشگیری موثر در برابر آنفلوآنزا است.»

Vaccination is an effective prophylaxis against flu.

«رژیم غذایی سالم بخشی از پیشگیری‌های دندانی است.»

Healthy diet is part of dental prophylaxis.

تفاوت با واژه‌های مشابه
preventionپیشگیری

رایج. در زمینه جلوگیری از بیماری یا آسیب قابل جایگزینی است.

Common. Interchangeable in contexts related to avoiding illness or harm.

precautionاحتیاط

روزمره. بیشتر به احتیاط و اقدامات ایمنی اشاره دارد.

Everyday. Focuses more on caution and safety measures.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000