prophesy

prop·he·sy/ˈprɒf.ə.saɪ/
verb (فعل)formalpast (گذشته): prophesiedpast participle (مفعولی): prophesied-ing (حال): prophesying3rd (سوم): prophesies

فعل — پیشگویی کردن

پیشگویی کردنخیال‌بافی

پیش‌بینی کردن یا خبر دادن از رویدادهای آینده، معمولاً با الهام الهی.

To predict or foretell future events, often by divine inspiration.

«او ادعا می‌کند حوادث آینده را پیشگویی می‌کند.»

She claims to prophesy future disasters.

«متون باستانی پایان دنیا را پیشگویی می‌کنند.»

Ancient texts prophesy the end of the world.

تفاوت با واژه‌های مشابه
predictپیش‌بینی کردن

رایج. مشابه است ولی prophesy بار دینی یا عرفانی دارد.

Common. Similar but prophesy often has religious or mystical connotation.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000