proviso

pro·vi·so/prəˈvaɪzoʊ/
noun (اسم)formalplural (جمع): provisos

اسم — شرط

شرطقید

شرطی که به یک توافق یا قرارداد ضمیمه می‌شود.

A condition attached to an agreement or contract.

«قرارداد شرطی درباره سررسید پرداخت دارد.»

The contract has a proviso about payment deadlines.

«او با یک شرط قرارداد را پذیرفت.»

He accepted the deal with one proviso.

تفاوت با واژه‌های مشابه
conditionشرط

رایج. الزام یا قید در توافقنامه‌ها.

Common. A requirement or stipulation in an agreement.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000