در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
فردی که روانشناسی میخواند یا تمرین میکند
A person who studies or practices psychology
«او برای کمک به روانشناس مراجعه کرد.»
“She visited a psychologist for help.”
«روانشناس رفتار انسان را مطالعه کرد.»
“The psychologist studied human behavior.”
رسمی. با روانشناس همپوشانی دارد اما نقش درمانگری قویتری دارد، در زمینههای درمانی جایگزین میشود.
Formal. Overlaps with psychologist but emphasizes treatment role more, can replace in clinical contexts.