puffball

puff·ball/ˈpʌfbɔːl/
puffto blow out airballround shape
noun (اسم)commonplural (جمع): puffballs

اسم — قارچ گرد

قارچ گردقارچ توپکی

نوعی قارچ گرد که هنگام رسیدن یک ابر از اسپورها را آزاد می‌کند.

A round fungus that releases a cloud of spores when mature.

«ما یک قارچ توپکی در جنگل پیدا کردیم.»

We found a puffball in the forest.

«وقتی روی قارچ توپکی پا گذاشتند، اسپورها آزاد شد.»

The puffball released spores when stepped on.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000