pudgy

pud·gy/ˈpʌdʒ.i/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): pudgiersuperlative (عالی): pudgiest

صفت — چاق و تپل

چاق و تپلگرد و کوتاه

تا حدی چاق و گرد، معمولاً به شکلی دوست‌داشتنی یا تپل.

Somewhat fat and round in a cute or chubby way.

«گونه‌های بچه تپل است.»

The baby has pudgy cheeks.

«او شکم کوچکی تپل دارد.»

He has a pudgy little belly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chubbyتپل

غیررسمی. معنی مشابه؛ معمولاً محبت‌آمیز برای کودکان یا حیوانات خانگی.

Informal. Similar meaning; often used affectionately for children or pets.

plumpگرد و نرم

روزمره. کمی رسمی‌تر؛ به گردی و پُری تأکید دارد.

Everyday. Slightly more formal; emphasizes roundness and fullness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000