adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): puddliersuperlative (عالی): puddliest
صفت — پرگودال
پرگودالگلآلوده
دارای یا پر از گودالهای آب؛ خیس و گلآلود.
Characterized by or full of puddles; wet and muddy.
«بعد از باران جاده پرگودال بود.»
“The road was puddly after the rain.”
«بچهها دوست دارند در مزرعههای پرگودال بازی کنند.»
“Kids love to play in the puddly fields.”
تفاوت با واژههای مشابه
muddy— گلآلود
متداول. به خاک خیس و ترکیب شده با کثافت اشاره دارد، مشابه 'puddly'.
Common. Refers to wet soil mixed with dirt, similar to 'puddly'.