puddly

pud·dly/ˈpʌdli/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): puddliersuperlative (عالی): puddliest

صفت — پرگودال

پرگودالگل‌آلوده

دارای یا پر از گودال‌های آب؛ خیس و گل‌آلود.

Characterized by or full of puddles; wet and muddy.

«بعد از باران جاده پرگودال بود.»

The road was puddly after the rain.

«بچه‌ها دوست دارند در مزرعه‌های پرگودال بازی کنند.»

Kids love to play in the puddly fields.

تفاوت با واژه‌های مشابه
muddyگل‌آلود

متداول. به خاک خیس و ترکیب شده با کثافت اشاره دارد، مشابه 'puddly'.

Common. Refers to wet soil mixed with dirt, similar to 'puddly'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000