pull in one's horns

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pʊl ɪn wʌnz hɔrnz/
phrase (عبارت)informal

عبارت — کوتاه آمدن

کوتاه آمدنخواسته‌هایش را محدود کردن

بعد از زیاده‌روی یا بلندپروازی، خواسته‌ها یا فعالیت‌های خود را محدودتر کردن.

To reduce one's ambitions, demands, or activities after being too bold.

«شرکت پس از ضررها برنامه‌هایش را محدودتر کرد.»

The company pulled in its horns after losses.

«او باید کمی از خواسته‌هایش کوتاه بیاید.»

He should pull in his horns a little.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000