pull off

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pʊl ɔf/
1phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — از پس کاری برآمدن

از پس کاری برآمدنموفق شدن

از پس کاری دشوار یا چشمگیر با موفقیت برآمدن.

To succeed in doing something difficult or impressive.

«آن‌ها بازگشتی شگفت‌انگیز را رقم زدند.»

They pulled off an amazing comeback.

«آیا می‌توانیم این نقشه را عملی کنیم؟»

Can we pull off this plan?

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — از تن درآوردن

از تن درآوردن

لباسی را با کشیدن از تن درآوردن.

To remove a piece of clothing by pulling it.

«او چکمه‌هایش را کنار در از پا درآورد.»

He pulled off his boots by the door.

«او کت خیسش را از تن درآورد.»

She pulled off her wet coat.

3phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — از جاده خارج شدن

از جاده خارج شدنکنار جاده رفتن

با خودرو از جاده به راهی دیگر یا محل توقف پیچیدن.

To leave a road by turning onto another road or stopping area.

«از خروجی بعدی از جاده خارج شو.»

Pull off at the next exit.

«برای خوردن قهوه از جاده خارج شدیم.»

We pulled off for some coffee.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000