put down to

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pʊt daʊn tu/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — ناشی از دانستن

ناشی از دانستنبه حسابِ چیزی گذاشتن

علت چیزی را یک عامل مشخص دانستن.

To explain something as being caused by a particular factor.

«او سکوتش را ناشی از خجالتی بودن دانست.»

She put his silence down to shyness.

«ما تأخیر را به ترافیک نسبت دادیم.»

We put the delay down to traffic.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000