put back

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pʊt bæk/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — سر جایش گذاشتن

سر جایش گذاشتنبرگرداندن

چیزی را به جای قبلی‌اش برگرداندن.

To return something to its previous place.

«لطفاً بعد از خواندن، کتاب را سر جایش بگذار.»

Please put back the book after reading it.

«او کلیدها را دوباره روی میز گذاشت.»

He put back the keys on the table.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — عقب انداختن

عقب انداختنبه تأخیر انداختن

زمان انجام یک کار یا رویداد را عقب انداختن.

To delay an event or make something happen later.

«باران بازی را یک ساعت عقب انداخت.»

Rain put back the game by an hour.

«تعمیرات سفر ما را عقب انداخت.»

The repair put back our trip.

متضادها
3phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — خرج روی دست کسی گذاشتن

خرج روی دست کسی گذاشتنبرای کسی گران تمام شدن

باعث هزینه یا ضرر مالی کسی شدن.

To cause someone to spend money or lose money.

«تعمیرات دویست دلار برایم خرج برداشت.»

The repairs put me back two hundred dollars.

«آن گوشی به اندازه حقوق یک ماه برای او خرج داشت.»

That phone put her back a month's wages.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000