put a shift in

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pʊt ə ʃɪft ɪn/
phrase (عبارت)informal

عبارت — یک شیفت کار کردن

یک شیفت کار کردنسر کار رفتن

یک نوبت کاری را، معمولاً به‌طور کامل، کار کردن.

To do a period of work, especially a full work shift.

«دیروز در کارخانه یک شیفت کار کردم.»

I put a shift in at the factory yesterday.

«او هر شنبه یک نوبت کاری کار می‌کند.»

She puts a shift in every Saturday.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000