put a finger to the wind

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

put a fin·ger to the wind/pʊt ə ˈfɪŋɡər tə ðə ˈwɪnd/
phrase (عبارت)literary

عبارت — نبض اوضاع را گرفتن

نبض اوضاع را گرفتناوضاع را سنجیدن

برای فهمیدن نظر مردم یا رخداد احتمالی، اوضاع را سنجیدن.

To try to discover what people are thinking or what is likely to happen.

«او پیش از اعلام تغییرات، نبض اوضاع را گرفت.»

She put a finger to the wind before announcing changes.

«پیش از تصمیم‌گیری، اوضاع را بسنج.»

Put a finger to the wind before you decide.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000