quack

/kwæk/
1noun (اسم)commonplural (جمع): quacks

اسم — دکتر قلابی

دکتر قلابیمدعی پزشکی

کسی که به‌طرز نادرست ادعای مهارت پزشکی می‌کند.

A person who dishonestly claims to have medical skills or knowledge.

«او به‌عنوان دکتر قلابی افشا شد.»

He was exposed as a quack.

«کلینیک توسط پزشکان قلابی اداره می‌شد.»

The clinic was run by quacks.

تفاوت با واژه‌های مشابه
charlatanکلاهبردار پزشکی

رسمی. به درمانگران فریبکار اشاره دارد؛ از quack منفی‌تر است و برای پزشکان واقعی استفاده نمی‌شود.

Formal. Refers specifically to deceptive healers; similar but more negative than 'quack'. Not used for legitimate doctors.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): quackedpast participle (مفعولی): quacked-ing (حال): quacking3rd (سوم): quacks

فعل — قوقولی کردن

قوقولی کردنغغغ غغغ کردن

صدا کردن مانند صدای گنگ گنگ اردک.

To make the characteristic harsh sound of a duck.

«اردک‌ها کنار برکه با صدای قوقولی بلند کردند.»

The ducks quacked loudly by the pond.

«صدای اردک‌ها را شنیدیم.»

We heard the geese quacking.

تفاوت با واژه‌های مشابه
croakغغغ کردن

رایج. صدایی مشابه برای قورباغه یا کلاغ؛ فقط در زمینه صدای حیوان جایگزین می‌شود.

Common. Similar sound, often used for frogs or crows; can replace quack only in animal sound context.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000