quashed

/kwɒʃt/
verb (فعل)formalpast (گذشته): quashedpast participle (مفعولی): quashed-ing (حال): quashing3rd (سوم): quashes

فعل — رد شده

رد شدهسرکوب شده

گذشته فعل quash به معنای رد کردن، سرکوب یا پایان دادن رسمی به چیزی.

Past tense of 'quash': to reject, suppress, or put an end to something officially.

«دادگاه حکم قبلی را رد کرد.»

The court quashed the previous ruling.

«شورش به سرعت سرکوب شد.»

The rebellion was quashed swiftly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rejectedرد شده

رایج. معنای مشابه ولی 'quashed' معمولاً دلالت بر سرکوب رسمی دارد.

Common. Similar meaning but 'quashed' often implies official or legal suppression.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000