در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دارویی برای درمان برخی بینظمیهای ضربان قلب
a medication used to treat certain irregular heartbeats
«کینیدین به تنظیم ریتم قلب کمک میکند.»
“Quinidine helps regulate heart rhythm.”
«پزشک برای بینظمی ضربان قلب کینیدین تجویز کرد.»
“The doctor prescribed quinidine for arrhythmia.”