rabid

rab·id/ˈræb.ɪd/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): rabidersuperlative (عالی): rabidest

صفت — مبتلا به هاری

مبتلا به هاریهاری‌زده

مبتلا به بیماری هاری، یک بیماری ویروسی که باعث جنون و مرگ می‌شود.

Affected by rabies, a viral disease causing madness and death.

«سگ مبتلا به هاری و خطرناک بود.»

The dog was rabid and dangerous.

«باید از حیوانات هاری‌زده اجتناب کرد.»

Rabid animals should be avoided.

تفاوت با واژه‌های مشابه
madدیوانه

غیررسمی. یعنی بسیار عصبانی یا دیوانه، اما نه مخصوص بیماری هاری.

Informal. Means very angry or crazy, but not specifically rabies-related.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000