racecard

race·card/ˈreɪskɑːrd/
raceethnic group or competitioncardused metaphorically as a reason or excuse
noun (اسم)informalplural (جمع): racecards

اسم — بهانه نژادی

بهانه نژادیادعای نژادی

بهانه یا ادعایی که موضوعات مربوط به نژاد را نادیده گرفتن یا نادرست نشان دادن می‌داند.

An excuse or allegation that issues of race are being unfairly ignored or misrepresented.

«او متهم شد که برای فرار از انتقاد بهانه نژادی می‌آورد.»

He was accused of playing the racecard to avoid criticism.

«انتظار نداشته باش با بهانه نژادی برنده شوی.»

Don’t expect to win by playing the racecard.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000