rack up

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈræk ʌp/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — جمع کردن

جمع کردنبالا بردن

مقدار زیادی از چیزی مانند امتیاز، بدهی یا زیان جمع کردن.

To accumulate a large amount of something, such as points, debts, or losses.

«تیم ده امتیاز جمع کرد.»

The team racked up ten points.

«او بدهی زیادی روی کارت اعتباری‌اش جمع کرد.»

He racked up credit-card debt.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000