radiophone

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

ra·di·o·phone/ˈreɪ.di.əˌfoʊn/
radiorelated to radio waves or wireless communicationphonedevice for voice communication
noun (اسم)technicalplural (جمع): radiophones

اسم — رادیوفون

رادیوفونتلفن رادیویی

وسیله‌ای که عملکردهای رادیویی و تلفنی را برای ارتباط صوتی از راه دور ترکیب می‌کند.

A device combining radio transmission and telephone functions for voice communication over a distance.

«کشتی از رادیوفون برای ارتباط با گارد ساحلی استفاده کرد.»

The ship used a radiophone to communicate with the coast guard.

«رادیوفون به مزارع دوردست اجازه داد ارتباطشان را حفظ کنند.»

The radiophone allowed distant farms to stay in touch.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000