radioman

ra·dio·man/ˈreɪdiəʊˌmæn/
radiowireless communication-manperson (male) who performs a specific role
1noun (اسم)commonplural (جمع): radiomen

اسم — بی‌سیم‌چی

بی‌سیم‌چیرادیوچی

فردی که تجهیزات رادیویی را به کار می‌گیرد، به ویژه در ارتش یا روی کشتی.

A person who operates radio equipment, especially in the military or on a ship.

«بی‌سیم‌چی یک پیام دشمن را رهگیری کرد.»

The radioman intercepted an enemy transmission.

«او برای بی‌سیم‌چی شدن در نیروی دریایی آموزش دید.»

He trained to be a radioman in the navy.

تفاوت با واژه‌های مشابه
operatorاپراتور

روزمره. فردی که دستگاه یا سیستمی را اداره می‌کند. 'Radioman' بیشتر به تجهیزات رادیویی اشاره دارد و معمولاً مفهوم نظامی یا دریایی را می‌رساند. 'اپراتور تلفن تماس را وصل کرد' درست است، در حالی که 'بی‌سیم‌چی سیگنال اضطراری را ارسال کرد' نقش و زمینه را مشخص می‌کند.

Everyday. A person who operates a machine or system. 'Radioman' is more specific to radio equipment and typically implies a military or maritime context. 'The telephone operator connected the call' works, while 'The radioman sent the distress signal' specifies the role and context.

communicatorارتباط‌گر

روزمره. فردی که اطلاعات را منتقل می‌کند. 'Radioman' نوع خاصی از ارتباط‌گر است که از فناوری رادیو استفاده می‌کند. 'او در جلسات ارتباط‌گر خوبی است' کلی است، 'بی‌سیم‌چی تنها ارتباط‌گر ما با دنیای بیرون بود' نقش فنی خاص را برجسته می‌کند.

Everyday. A person who conveys information. 'Radioman' is a specific type of communicator using radio technology. 'She's a good communicator in meetings' is general, 'The radioman was our only communicator with the outside world' highlights the specific technical role.

2noun (اسم)archaicplural (جمع): radiomen

اسم — گوینده رادیو (قدیمی)

گوینده رادیو (قدیمی)علاقه‌مند به رادیو (قدیمی)

اصطلاحی قدیمی برای گوینده رادیو یا کسی که رادیو را به عنوان سرگرمی دنبال می‌کند.

An archaic term for a radio broadcaster or a person involved with radio as a hobby.

«پدربزرگم قبلاً یک گوینده رادیو محلی بود.»

My grandfather used to be a local radioman.

«در روزهای اولیه، هر آماتوری با یک دستگاه رادیو، یک رادیوچی بود.»

In the early days, every amateur with a set was a radioman.

تفاوت با واژه‌های مشابه
broadcasterگوینده

رایج. فردی که برنامه‌ها را از رادیو یا تلویزیون پخش می‌کند. 'Radioman' در این مفهوم یک معادل قدیمی است که اکنون عمدتاً با 'broadcaster' جایگزین شده است. 'او یک گوینده رادیویی شناخته‌شده است' استفاده مدرن است.

Common. A person who transmits programs on radio or television. 'Radioman' in this sense is a dated equivalent, now largely replaced by 'broadcaster'. 'She's a well-known radio broadcaster' is modern usage.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000