verb (فعل)commonpast (گذشته): rainedpast participle (مفعولی): rained-ing (حال): raining3rd (سوم): rains
فعل — در حال باریدن
در حال باریدن
شکل حال استمراری فعل باریدن؛ آب باران که از آسمان میافتد.
Present participle of rain; water falling from the sky.
«در خارج شدیداً باران میبارد.»
“It is raining heavily outside.”
«تا وقتی باران میبارید داخل ماندیم.»
“We stayed inside while it was raining.”