ram

/ræm/
1noun (اسم)commonplural (جمع): rams

اسم — گوسفند نر

گوسفند نر

یک گوسفند نر، مخصوصاً برای تولید مثل.

A male sheep, especially one used for breeding.

«کشاورز یک گوسفند نر قوی برای گله‌اش خرید.»

The farmer bought a strong ram for his flock.

«گوسفندهای نر در فصل جفت‌گیری می‌توانند پرخاشگر باشند.»

Rams can be aggressive during mating season.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): rammedpast participle (مفعولی): rammed-ing (حال): ramming3rd (سوم): rams

فعل — برخورد کردن

برخورد کردنیورش بردن

با قدرت و شدت به چیزی برخورد کردن یا هل دادن، معمولاً با ضربه زدن.

To strike or push something forcefully, often by crashing into it.

«ماشین به مانع برخورد کرد.»

The car rammed into the barrier.

«او در را با قدرت بست.»

He rammed the door shut.

تفاوت با واژه‌های مشابه
strikeضربه زدن

رایج؛ به معنی ضربه زدن است و می‌تواند در بعضی موقعیت‌ها جایگزین ram شود.

Common verb meaning to hit or strike something, can replace ram in some contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000