rallied

ral·lied/ˈræl.id/
rallyto come together or recover-edpast tense
verb (فعل)commonpast (گذشته): ralliedpast participle (مفعولی): rallied-ing (حال): rallying3rd (سوم): rallies

فعل — گرد هم آمد

گرد هم آمدتقویت شد

گذشته فعل rally: گرد هم آمدن برای هدفی مشترک یا بهبود یافتن.

Past tense of rally: to come together for a common purpose or to recover strength.

«تیم بعد از نیمه‌زمان جمع شد و بازی را برد.»

The team rallied after halftime and won the game.

«شهروندان گرد هم آمدند تا از هدف حمایت کنند.»

Citizens rallied to support the cause.

تفاوت با واژه‌های مشابه
recoveredبهبود یافت

رایج است. وقتی rally به معنی به دست آوردن توان یا سلامتی است قابل تعویض است.

Common. Interchangeable when rally means to regain strength or health.

assembledجمع شدند

روزمره است. وقتی rally به معنی جمع شدن افراد است مشابه است.

Everyday. Similar when rally means to gather people.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000