raking

rak·ing/ˈreɪkɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): rakedpast participle (مفعولی): raked-ing (حال): raking3rd (سوم): rakes

فعل — جمع کردن برگ

جمع کردن برگخرمنکوب زدن

جمع کردن برگ یا زباله با استفاده از خرمنکوب.

Gathering leaves or debris into a pile using a rake.

«او در حیاط برگ‌ها را خرمنکوب می‌کند.»

She is raking leaves in the yard.

«خرمنکوب کردن به تمیز نگه داشتن باغ کمک می‌کند.»

Raking helps keep the garden clean.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gatheringجمع کردن

رایج. کلی و شامل جمع کردن برگ یا مواد دیگر.

Common. 'Gathering' is a general term including raking leaves or other materials.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000